تبلیغات
صالحین - من کجا و آستان کرامت تو کجا؟
 
صالحین
پایگاه بسیج مسجد علی ابن موسی الرضا علیه اسلام - مهرآباد جنوبی
درباره وبلاگ


با آنکه گلوله اش تنم رابوسید
خون زد شتک و پیرهنم را بوسید
آن قدر گلوله بر تن خصم زدم
تا خم شد و خاک وطنم را بوسید

مدیر وبلاگ : شهید گمنام

به بهانه حضور در مراسم غبار رویی ضریح مطهر حضرت عبدالعظیم الحسنی (ع)؛

در وصف  مقام و منزلت شما مفصر بزرگ قرآن مجید همین بس که مولا و مقتدایمان حضرت  امام هادی علیه السلام فرمودند:

((بدان و آگاه باش اگر قبر عبدالعظیم حسنی علیه السّلام را که در نزد شماست زیارت کرده بودی مثل آنست که حضرت حسین ابن علی را در کربلا زیارت کرده باشی. ))

شما که همچون نگینی در سرزمین ری  می درخشید و آسمان ری به یمن  وجود شما رونق دارد . ری ˛شهر خوبیها ست  و این خصلت را از شما ودیعه گرفته است .

مولای من !

من شهروند خوبی که در شان شما باشد نبوده ام . اما شما آقای مهربان و با کرامتی که مرا در شهر خود جایی داده ای و هر روز مرا تحمل میکنید ! من هر روز گستاخ تر از پیشین می شوم و حرمت حریم مقدست را می شکنم . بی پرده بگویم شما مسبب رزقم هستی و صحت تنم  به تصدقی تششع نورانیت شماست .

هر چه تامل میکنم  که ببینم در گذشته ام  چه کار نیکی داشته ام که این چنین مرا موردلطف  مرحمت خود می کنید چیزی به درد بخور در دفتر اعمالم نیافتم . اما نیک میدانم  که لقب مبارکت سیدالکریم است  و در قاموس کریم این چنین است که قبل از آنکه سائل بخواهد کریم عطا کند .

با همگان این چنینی . عمریست گدایان احسانت را در درگاه آستانت نظاره گرم که دست بر سینه ادب در حضورت عرض ارادت  میکنند و تمنای شفقت .

اگر چه روزگار بر من تنگ آمده و دستم بر سفره عنایت  همیشه باز سرور شهیدان اربابمان حضرت امام حسین (ع) نمی رسد اما هر روز  به یاد روایت مقتدایمان امام هادی (ع)  نیت زیارت کربلا میکنم و اذن دخول از پیشگاهت می گیرم . و سر در سجده بر خاک کوی تو می نمایم و از ذات عالمیان  طلب مغفرت دارم .

شما واسطه خیر و برکت از جناب دوست هستید و جناب رحمان و رحیم از باب شما بر ما نعمت ارزانی میدارد . چه کنم  که مسکین  بی معرفتی همچو من داری و من خوشحال از اینکه اقایی مثل شما دارم .

آقای من !

در لیست نیازهایم  قدم  گذاشتن در ضریح منور ت را نداشتم ؟ چه شد که در این ماه عزیز˛ ایامی که موسی (ع)  راهی به طور و اسماعیل (ع) به قربانگاه و فاطمه (س) به بیت علی (ع) و حسین (ع) به کربلاست ˛ مرا دعوتی ویژه دادی و  به کنارت خواندی ؟ باور نمیکنم  من نا لایق را هم  مهمان خصوصی نمودی و رخصت فرمودی  تادر دل شب قدم در خلوت شبانگاهت بگذارم .

خوابم یا بیدار ! این رویای صادق است که در صبح صادق رقم خورد ؟ مرا هم در کنار خوبان راه دادی و با جرعه ای از روضه مادرمان زهرا (س) سیراب کردی و آتش زیر خاکستر دلم را با ذکر مصیبت حسین (ع) شعلم ور ساختی !

مسلم (ع) در کوفه  سفیر  تنهایست ! این نجوا  را  فرشتگان بار گاهت در گوش هم زمزمه میکردند و  نقش آن در تالار آب و آئینه ات نقش بسته بود .

 رخت ماتمت را خادمین حرمت  از  صندوق  به در آورند و اینگونه شد که فهمیدم  محرم  در راه است . گلدسته هایت قنوت بسته بودند و زائرانت را  دعا می کردند . مرا هم  مرحمتی کن تا عمری  باقی بماند محرم را ˛ماه خون را دوباره ببینم و  جامه عزای  عزیز فاطمه (س) را بر تن کنم .

آستان تو جای خوبان است و نیکان . من کجا و آستان کرامت تو کجا !



نوع مطلب : جرعه ای از دریای عصمت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 11 شهریور 1396 15:32
This post is in fact a pleasant one it assists new internet
people, who are wishing in favor of blogging.
جمعه 25 فروردین 1396 17:34
Good info. Lucky me I came across your blog by chance (stumbleupon).
I have book-marked it for later!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
پایگاه مجازی فارسی زبان مقاومت اسلامی لبنان - حزب الله